تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
چنين مىافزايد: «آنها را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين كار نزد خدا عادلانهتر است» «ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ».
تعبير به «أَقْسَطُ» (عادلانهتر) مفهومش اين نيست كه اگر آنها را به نام پدرخواندهها صدا بزنند عادلانه است و به نام پدران واقعى عادلانهتر، بلكه همان گونه كه بارها گفتهايم، صيغه «افعل تفضيل» گاه در مواردى به كار مىرود كه وصف در طرف مقابل به هيچ وجه وجود ندارد، مثلًا گفته مىشود: «انسان احتياط كند و جان خود را به خطر نيندازد بهتر است»، مفهوم اين سخن آن نيست كه به خطر انداختن جان، خوب است ولى احتياط كردن از آن بهتر مىباشد، بلكه، منظور مقايسه «خوب» و «بد» با يكديگر است.
و براى رفع بهانهها اضافه مىكند: «اگر پدران آنها را نمىشناسيد آنها برادران دينى و موالى شما هستند» «فَإِنْ لَمْتَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيْكُم».
يعنى عدم شناخت پدران آنها، دليل بر اين نمىشود كه نام شخص ديگرى را به عنوان «پدر» بر آنها بگذاريد، بلكه مىتوانيد آنها را به عنوان برادر دينى يا دوست و هم پيمان، خطاب كنيد.
«موالى» جمع «مولا» است، و مفسران براى آن معانى متعددى ذكر كردهاند:
بعضى آن را در اينجا به معنى دوست، و بعضى به معنى غلام آزاد شده دانستهاند، (زيرا بعضى از پسرخواندهها بردگانى بودند كه خريدارى مىشدند، سپس آزاد مىگشتند و چون مورد توجه صاحبانشان بودند آنها را به عنوان پسر خويش مىخواندند).
توجه به اين نكته نيز لازم است كه: تعبير «مولا» در اين گونه موارد- كه طرف برده آزاد شده بود- از اين جهت بود كه: آنها بعد از آزادى، رابطه خود را با