تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١
برابر مىباشند، آفرينش يك انسان با آفرينش همه انسانها هيچ تفاوتى ندارد، و آفرينش يك موجود، در يك لحظه يا در طول ساليان دراز در پيشگاه قدرت او يكسان است.
اگر تعجب كفار قريش از اين بوده است كه: چگونه اين طبايع مختلف، و اشكال گوناگون و شخصيتهاى متنوع، آن هم بعد از آنكه بدن انسان خاك شد و خاكها پراكنده گشتند و به هم آميختند، ممكن است از هم جدا شوند و هر كدام به جاى خود باز گردند؟.
پاسخ آن را علم بىپايان، و قدرت بىانتهاى خداوند مىدهد.
او چنان روابطى در ميان موجودات بر قرار ساخته كه يك واحد، همچون يك مجموعه، و يك مجموعه همانند يك واحد است.
اصولًا انسجام و به هم پيوستگى اين جهان، آن چنان است كه هر كثرتى در آن به وحدت باز مىگردد، و خلقت مجموع انسانها از همان اصولى تبعيت مىكند، كه خلقت يك انسان تبعيت دارد.
و اگر تعجب آنها از كوتاهى زمان بوده كه: چگونه مراحلى را كه انسان از حال نطفه تا دوران جوانى طى ساليان دراز، طى مىكند، ممكن است در لحظات كوتاهى طى شود؟ پاسخ آن را نيز قدرت پروردگار مىدهد، ما در جهان جانداران اطفال انسان را مىبينيم كه بايد مدتها طول بكشد تا راه رفتن را به خوبى ياد بگيرند يا قادر به استفاده از هر نوع غذا شوند، در حالى كه جوجه پرندگان را مىبينيم همين كه: سر از تخم بيرون آوردند و متولد شدند، برمىخيزند و راه مىروند و حتى بعضى بدون نياز به مادر غذا مىخورند، اينها نشان مىدهد: اين گونه مسائل در برابر قدرت خداوند، تأثيرى ندارد.
ذكر «سميع» و «بصير» بودن خداوند، در پايان اين آيه، ممكن است پاسخ به