تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
داشته باشد، و چون دليلى بر اثبات آن نيست، خود دليلى بر بطلان آن مىباشد.
باز از آنجا كه، ممكن است، اين فرمان، اين توهم را به وجود آورد كه: در برابر پدر و مادر مشرك، بايد شدت عمل و بى حرمتى به خرج داد، بلا فاصله
اضافه مىكند: عدم اطاعت آنها در مسأله كفر و شرك، دليل بر قطع رابطه مطلق با آنها نيست بلكه در عين حال، «با آنها در دنيا به طرز شايستهاى رفتار كن» «وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً».
از نظر دنيا و زندگى مادى، با آنها مهر و محبت و ملاطفت كن، و از نظر اعتقاد و برنامههاى مذهبى، تسليم افكار و پيشنهادهاى آنها نباش، اين درست نقطه اصلى اعتدال است كه: حقوق خدا و پدر و مادر، در آن جمع است.
لذا، بعداً مىافزايد: «راه كسانى را پيروى كن كه به سوى من باز گشتهاند» راه پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان راستين «وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ».
چرا كه بعد از آن، «بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه در دنيا عمل مىكرديد، آگاه مىسازم» و بر طبق آن پاداش و كيفر مىدهم «ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».
نفى و اثباتهاى پى در پى، و امر و نهىها در آيات فوق، براى اين است كه:
مسلمانان در اين گونه مسائل- كه در بدو نظر، تضادى در ميان انجام دو وظيفه لازم تصور مىشود- خط اصلى را پيدا كنند، و بدون كمترين افراط و تفريط، در مسير صحيح قرار گيرند، و اين دقت و ظرافت قرآن، در اين ريزهكارىها، از چهرههاى فصاحت و بلاغت عميق آن است.
به هر حال، آيه فوق كاملًا شبيه چيزى است كه در آيه ٨ سوره «عنكبوت» آمده است كه مىگويد: «وَ وَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ».