تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه مىخوانيم: أُوتِىَ مَعْرِفَةُ إِمامِ زَمانِهِ: «حكمت اين است كه لقمان نسبت به امام و رهبر الهى عصر خود آگاهى داشت». «١»
روشن است، هر يك از اينها يكى از شاخههاى مفهوم وسيع حكمت محسوب مىشود، و با هم منافاتى ندارد.
به هر حال، «لقمان» به خاطر داشتن اين حكمت، به شكر پروردگارش پرداخت او هدف نعمتهاى الهى و كاربرد آن را مىدانست، و درست آنها را در همان هدفى كه براى آن آفريده شده بودند، به كار مىبست، و اصلًا حكمت همين است: «به كار بستن هر چيز در جاى خود».
بنابراين «شكر» و «حكمت» به يك نقطه باز مىگردند.
ضمناً، نتيجه «شكر» و «كفران» نعمتها در آيه به اين صورت بيان شده كه:
«شكر نعمت به سود خود انسان» و «كفران نعمت نيز به زيان خود او است»؛ چرا كه خداوند از همگان بى نياز است، اگر همه ممكنات، شكرگزارى كنند چيزى بر عظمتش افزوده نمىشود، و «اگر جمله كاينات كافر گردند، بر دامن كبرياش ننشيند گرد»!.
«لام» در جمله «أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ» لام اختصاص است و «لام» در «لِنَفْسِهِ» لام نفع است، بنابراين، سود شكرگزارى كه همان دوام نعمت، و افزايش آن، به اضافه ثواب آخرت است، عائد خود انسان مىشود، همان گونه كه زيان كفران فقط دامان خودش را مىگيرد.
تعبير به «غَنِىٌّ حَمِيْدٌ»، اشاره به اين است كه: شكرگزار در برابر افراد عادى،