تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
تاريخ نداشته است.
به هر حال، از اين آيه مىتوان استفاده كرد كه: هر گاه كسى در پيشگاه خدا وجيه و صاحب قدر و منزلت باشد، خدا به دفاع از او در برابر افراد موذى كه نسبتهاى ناروا به او مىدهند، مىپردازد، تو پاك باش و وجاهت خود را در پيشگاه خدا حفظ كن، او نيز به موقع، پاكى تو را برملا مىسازد هر چند بدخواهان در متهم ساختن تو بكوشند.
نظير اين معنى را در داستان «يوسف» عليه السلام صدّيق پاكدامن مىخوانيم كه:
چگونه خدا او را از تهمت بزرگ و خطرناك همسر «عزيز مصر»، مبرّا ساخت.
و همچنين در مورد «مريم» مادر «عيسى» عليه السلام كه نوزاد شيرخوارش به پاكى او گواهى داد، و زبان بدخواهان «بنى اسرائيل» را كه سعى در متهم ساختن او داشتند، بست.
ذكر اين نكته نيز، لازم به نظر مىرسد كه: اين خطاب مخصوص مؤمنان زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نبود، ممكن است كسانى بعد از او قدم به عرصه وجود بگذارند اما كارى كنند كه روح مقدسش آزرده شود، آئين او را كوچك بشمرند، زحمات او را بر باد دهند، مواريث او را به فراموشى بسپارند، آنها نيز مشمول اين آيه خواهند بود.
لذا در بعضى از روايات، كه از طرق اهل بيت عليهم السلام وارد شده مىخوانيم:
«آنها كه على عليه السلام و فرزندان او را آزار دادند مشمول اين آيهاند». «١»
آخرين سخن، در تفسير آيه اين كه: با توجه به حالات پيامبران بزرگ، كه از زخم زبان جاهلان و منافقان، در امان نبودند، نبايد انتظار داشت: افراد پاك و مؤمن، گرفتار اين گونه اشخاص نشوند، چنان كه امام صادق عليه السلام مىگويد: إِنَّ