تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٣
هنگامى كه مىخواست، در گوشهاى دور از جمعيت، غسل كند، لباس خود را بر قطعه سنگى گذاشت اما سنگ به حركت درآمد و لباس موسى عليه السلام را با خود برد، و بنى اسرائيل بدن او را ديدند، كه هيچ عيب و نقصى نداشت!
٥- بهانهجوئىهاى بنى اسرائيل يكى ديگر از عوامل آزار موسى عليه السلام بود:
گاه، تقاضا مىكردند: خدا را به آنها نشان دهد.
گاه، مىگفتند: غذاى يكنواخت (من و سلوى) براى ما مناسب نيست.
و گاه، مىگفتند: ما حاضر نيستيم وارد «بيت المقدس» شويم و با «عمالقه» بجنگيم، تو و پروردگارت برويد و آنجا را فتح كنيد، تا ما وارد شويم؟
اما آنچه نزديكتر به معنى آيه است، اينست كه: آيه شريفه يك حكم كلى و جامع را بيان مىكند، زيرا «بنى اسرائيل» از جنبههاى مختلف، موسى عليه السلام را ايذاء كردند، ايذاءهائى كه بىشباهت به آزار بعضى از مردم «مدينه» نسبت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نبود، مانند: پخش شايعات، نقل اكاذيب و نسبت ناروائى كه به همسر پيامبر صلى الله عليه و آله دادند كه شرح آن در تفسير سوره «نور» گذشت «١» و خردهگيرىهائى كه در مورد ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با «زينب» داشتند و مزاحمتهائى كه در خانه او، و يا به هنگام صدا زدن نامؤدبانه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله ايجاد مىكردند.
و اما نسبت دادن سحر و جنون، و مانند اينها و يا عيوب بدنى هر چند در مورد موسى عليه السلام بوده، اما تناسبى با خطاب «يا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا» در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ندارد، زيرا نه موسى عليه السلام و نه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مؤمنان متهم به «سحر» و «جنون» نكردند، و همچنين اتهام به عيوب بدنى به فرض كه در مورد موسى عليه السلام بوده و خداوند او را مبرا ساخت، در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مصداقى در