تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٢
پيشگاه خدا آبرومند و بزرگ منزلت بود» «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيهاً».
انتخاب موسى از ميان تمام پيامبرانى كه مورد ايذاء قرار گرفتند، به خاطر آن است كه: موذيان «بنى اسرائيل» بيش از هر پيامبرى او را آزار دادند، به علاوه آزارهائى بود كه بعضاً شباهت به ايذاء منافقان نسبت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داشت.
در اين كه: منظور از ايذاء موسى عليه السلام در اينجا چيست؟ و چرا قرآن آن را به صورت سربسته بيان كرده؟ در ميان مفسران گفتگو است، و احتمالات گوناگونى در تفسير آيه دادهاند از جمله:
١- طبق روايتى موسى عليه السلام و هارون عليه السلام بر فراز كوه رفتند، و هارون بدرود حيات گفت، شايعهپراكنان «بنى اسرائيل»، مرگ او را به موسى عليه السلام نسبت دادند، خداوند حقيقت امر را روشن ساخت، و مشت شايعهسازان را باز كرد.
٢- چنان كه مشروحاً در ذيل آيات اخير سوره «قصص» آورديم «قارون» حيلهگر، براى اين كه تسليم قانون زكات نشود، و حقوق مستمندان را نپردازد، توطئهاى چيد، كه زن بدكارهاى در ميان جمعيت برخيزد، و موسى عليه السلام را متهم به روابط نامشروع با خود كند، كه، به لطف الهى، نه تنها اين توطئه مؤثر نيفتاد، بلكه همان زن به پاكى موسى عليه السلام و توطئه «قارون» گواهى داد.
٣- گروهى از دشمنان موسى عليه السلام او را متهم به سحر و جنون و دروغ بستن بر خدا، كردند، اما خداوند به وسيله معجزات باهرات، او را از اين نسبتهاى ناروا مبرا ساخت.
٤- جمعى از جهال بنى اسرائيل، او را متهم به داشتن پارهاى از عيوب جسمانى مانند: «برص» و غير آن كردند؛ زيرا او به هنگامى كه مىخواست غسل كند و خود را شستشو دهد، هرگز در برابر ديگرى برهنه نمىشد، اما روزى