تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠
بگيرند، آيه فوق نازل شد، و حكم اين مسأله را شرح داد.
مىفرمايد: «بر همسران پيامبر گناهى نيست كه با پدران، فرزندان، برادران، فرزندانِ برادران، فرزندانِ خواهران خود، و زنان مسلمان، و بردگان خود، بدون حجاب تماس داشته باشند» «لا جُناحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبائِهِنَّ وَ لا أَبْنائِهِنَّ وَ لا إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ إِخْوانِهِنَّ وَ لا أَبْناءِ أَخَواتِهِنَّ وَ لا نِسائِهِنَّ وَ لا ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ».
و به تعبير ديگر، محارم آنها كه منحصر در اين شش گروهند، مستثنى مىباشد، و اگر گفته شود: افراد ديگرى نيز جزء محارم هستند كه در اين شش گروه، نامى از آنها به ميان نيامده مانند عموها و دائىها در پاسخ بايد گفت:
از آنجا كه قرآن فصاحت و بلاغت را در عاليترين شكلش رعايت مىكند و يكى از اصول فصاحت اين است كه: هيچ كلمه اضافى در سخن نباشد، لذا در اينجا از ذكر «عموها» و «دائىها» خوددارى كرده؛ چرا كه با ذكر فرزندان برادر، و فرزندان خواهر، محرميت عموها و دائىها روشن مىشود؛ زيرا محرميت همواره دو جانبه است، همان گونه كه فرزند برادر نسبت به انسان محرم است، او هم نسبت به فرزند برادرش محرم خواهد بود (و مىدانيم چنين زنى عمه محسوب مىشود) و نيز همان گونه كه فرزند خواهر بر او محرم است او نيز به فرزند خواهر محرم مىباشد (و مىدانيم چنين زنى خاله حساب مىشود).
هنگامى كه عمه و خاله، نسبت به پسر برادر و پسر خواهر محرم باشد، عمو و دائى نيز نسبت به دختر برادر و دختر خواهر، محرم خواهد بود (چرا كه ميان «عمو» و «عمه»، و نيز «دائى» و «خاله» هيچ تفاوتى نيست) و اين يكى از ريزهكارىهاى قرآن است (دقت كنيد).