تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٧
كمتر رعايت مىشد، بيان مىكند، گر چه سخن درباره خانه پيامبر صلى الله عليه و آله است، ولى مسلماً اين حكم، اختصاص به او ندارد، در هيچ مورد بدون اجازه نبايد وارد خانه كسى شد (چنان كه در سوره «نور» آيه ٢٧ نيز آمده است) حتى در حالات پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
وقتى مىخواست وارد خانه دخترش فاطمه عليهما السلام شود، بيرون در مىايستاد و اجازه مىگرفت، و يك روز «جابر بن عبداللَّه» با او بود پس از آن كه براى خود اجازه گرفت، براى «جابر» نيز اجازه گرفت!. «١»
به علاوه، به هنگامى كه دعوت به طعام مىشوند بايد وقتشناس باشند و مزاحمت بىموقع براى صاحبخانه فراهم نكنند.
* آن گاه، به دومين حكم پرداخته مىگويد: «ولى هنگامى كه دعوت شديد وارد شويد، و هنگامى كه غذا خورديد پراكنده شويد» «وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا».
اين حكم، در حقيقت تأكيد و تكميلى بر حكم گذشته است، نه بى موقع به خانهاى كه دعوت شدهايد وارد شويد، و نه اجابت دعوت را ناديده بگيريد، و نه پس از صرف غذا، براى مدتى طولانى درنگ كنيد.
بديهى است، تخلف از اين امور، موجب زحمت و دردسر براى ميزبان است و با اصول اخلاقى سازگار نيست.
* در سومين حكم مىفرمايد: «پس از صرف غذا مجلس انس و گفتگو در خانه پيامبر (و هيچ ميزبان ديگرى) تشكيل ندهيد» «وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ».