تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
شأن نزول:
در شأن نزول اين آيه، مفسران چنين آوردهاند:
هنگامى كه رسول خدا با «زينب بنت جحش» ازدواج كرد، وليمه نسبتاً مفصلى به مردم داد، (سابقاً گفتيم: اين اطعام مفصل شايد به خاطر آن بوده است كه شكستن سنت جاهليت در زمينه تحريم «همسران مطلقه پسر خوانده» با قاطعيت هر چه بيشتر صورت گيرد، و بازتاب گستردهاى در محيط داشته باشد، و نيز اين سنت جاهلى كه ازدواج با «بيوههاى بردگان آزاد شده» عيب و ننگ محسوب مىشد، از ميان برود).
«انس» كه خادم مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله بود، مىگويد: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد: اصحابش را به غذا دعوت كنم، من همه را دعوت كردم، دسته، دسته مىآمدند، غذا مىخوردند و از اطاق خارج مىشدند، تا اين كه عرض كردم: اى پيامبر خدا! كسى باقى نمانده كه من او را دعوت نكرده باشم.
فرمود: اكنون كه چنين است، سفره را جمع كنيد، سفره را برداشتند و جمعيت پراكنده شدند، اما سه نفر، همچنان در اطاق پيامبر صلى الله عليه و آله ماندند، و مشغول بحث و گفتگو بودند.
هنگامى كه سخنان آنها به طول انجاميد، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست، و من نيز همراه او برخاستم، شايد آنها متوجه شوند، و از منزل خارج شوند، پيامبر بيرون آمد، تا به حجره «عايشه» رسيد، بار ديگر برگشت، من هم در خدمتش آمدم، باز ديدم همچنان نشستهاند، آيه فوق نازل شد و دستورات لازم را در برخورد با اين مسائل به آنها تفهيم كرد. «١»
و نيز از بعضى قرائن استفاده مىشود: گاهى همسايگان و ساير مردم، طبق