تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
كرد و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز با آنها آميزش نكرد، حتى در مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت كرد. «١»
و آنها به همين قدر خوشحال بودند و مباهات مىكردند كه، زنى از قبيله آنان به نام همسر پيامبر صلى الله عليه و آله ناميده شده، و اين افتخار براى آنها حاصل گشته است، و به اين ترتيب، رابطه و پيوند اجتماعى آنها با پيامبر صلى الله عليه و آله محكمتر، و در دفاع از او مصممتر مىشدند.
از سوى ديگر، با اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسلماً مرد عقيمى نبود ولى فرزندان كمى از او به يادگار ماند، در حالى كه اگر اين ازدواجها به خاطر جاذبه جنسى اين زنان انجام مىشد، بايد فرزندان بسيارى از او به يادگار مانده باشد.
و نيز قابل توجه است كه: بعضى از اين زنان، مانند «عايشه» هنگامى كه به همسرى پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد، بسيار كم سن و سال بود، و سالها گذشت تا توانست يك همسر واقعى براى او باشد، اين نشان مىدهد كه، ازدواج با چنين دخترى انگيزههاى ديگرى داشته، و هدف اصلى همانها بوده است كه در بالا اشاره كرديم.
گر چه دشمنان اسلام، خواستهاند: ازدواجهاى متعدد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را دستاويز شديدترين حملات مغرضانه قرار دهند، و از آن افسانههاى دروغين بسازند، ولى سن بالاى پيامبر به هنگام اين ازدواجهاى متعدد از يك سو، و شرائط خاص سنى و قبيلهاى اين زنان از سوى ديگر، و قرائن مختلفى كه در بالا به قسمتى از آن اشاره كرديم، از سوى سوم، حقيقت را آفتابى مىكند، و توطئههاى مغرضان را فاش مىسازد.
***