تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٦
ادا كنى «لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ».
«و خداوند آمرزنده و رحيم است» «وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً».
***
نكتهها:
در مورد گروه اخير، (زنان بدون مهر) به نكات زير بايد توجه داشت:
١- بدون شك، اجازه «گرفتن همسر بدون مهر» از مختصات پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و آيه نيز صراحت دارد، و به همين جهت، از مسلّمات فقه اسلام است، بنابراين، هيچ كس حق ندارد، با همسرى بدون مهر (كم باشد يا زياد) ازدواج كند، حتى اگر نام مهر به هنگام اجراى صيغه عقد، برده نشود، و قرينه تعيين كنندهاى نيز، در كار نباشد، بايد «مهر المثل» پرداخت، منظور از «مهر المثل» مهريهاى است كه زنانى با شرائط و خصوصيات او، معمولًا براى خود قرار مىدهند.
***
٢- در اين كه: آيا اين حكم كلى، در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله مصداقى پيدا كرده يا نه؟ در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى، همچون «ابن عباس» و برخى ديگر از مفسران، معتقدند: پيامبر صلى الله عليه و آله با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنابراين، حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر صلى الله عليه و آله بود، كه هرگز عملًا مورد استفاده قرار نگرفت.
در حالى كه بعضى ديگر، نام سه يا چهار زن از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله را بردهاند كه، بدون مهر، به ازدواج آن حضرت در آمدند: «ميمونه» دختر «حارث»، «زينب» دختر «خزيمه» از طايفه «انصار»، زنى از «بنى اسد» به نام «ام شريك» دختر «جابر» و «خوله» دختر «حكيم».