تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
اسلام، و ريشه كن شدن كفر و نفاق، و اگر پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر يكى از اين پيشنهادها انعطاف و نرمشى به خرج مىداد، پايههاى انقلاب اسلامى فرو مىريخت، و تلاشها هرگز به نتيجه نمىرسيد.
سپس در چهارمين و پنجمين دستور، چنين مىگويد: «اعتنائى به آزارهاى آنها مكن، بر خدا توكل نما و همين بس كه خدا حامى و مدافع تو است» «وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا».
اين قسمت از آيه نشان مىدهد كه: آنها براى تسليم ساختن پيامبر صلى الله عليه و آله او را سخت در فشار قرار داده بودند، و انواع آزارها چه از طريق زخم زبان و بدگوئى و جسارت، چه از طريق آزار بدنى، و چه محاصره اقتصادى نسبت به او و يارانش روا مىداشتند، البته، در دوران «مكّه» به صورتى، و در دوران «مدينه» به صورت ديگر، زيرا «أَذى» واژهاى است كه همه انواع آزار را شامل مىشود.
«راغب» در «مفردات» مىگويد: «أَذى به معنى هرگونه ضررى است كه به يك موجود زنده برسد، چه در جان، يا در جسم، يا وابستگان به او، خواه دنيوى يا اخروى».
البته، اين كلمه گاه در آيات قرآن در خصوص «ايذاء زبانى» به كار رفته، مانند آيه ٦١ سوره «توبه»: وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ: «بعضى از آنها پيامبر را ايذاء مىكنند، و مىگويند: او آدم خوشباورى است، و به حرف هر كس گوش مىدهد».
ولى در آيات ديگر در مورد آزار بدنى نيز به كار رفته، مانند آيه ١٦ سوره «نساء»: وَ الْلَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ فَآذُوهُما: «مردان و زنانى كه اقدام به ارتكاب آن عمل زشت (زنا) مىكنند آنها را آزار دهيد (و حد شرعى را بر آنها جارى نمائيد)».