تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٤
شد، فرشتگان در آن حضور مىيابند، و شياطين از آن فرار مىكنند، و براى اهل آسمانها مىدرخشد، همان گونه كه ستاره درخشان براى اهل زمين» (اما به عكس خانهاى كه در آن تلاوت قرآن و ذكر خدا نيست بركاتش كم خواهد بود، فرشتگان از آن هجرت مىكنند و شياطين در آن حضور دائم دارند). «١»
اين موضوع، به قدرى اهميت دارد كه در حديثى ياد خدا معادل تمام خير دنيا و آخرت شمرده شده است چنان كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده: مَنْ أُعْطِيَ لِسَاناً ذَاكِراً فَقَدْ أُعْطِيَ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ:
«آن كس كه خدا زبانى به او داده كه به ذكر پروردگار مشغول است خير دنيا و آخرت به او داده شده است». «٢»
روايات در اهميت ياد خدا آن قدر زياد است كه اگر بخواهيم همه آنها را در اينجا بياوريم از وضع كتاب، بيرون خواهيم رفت، اين سخن را با حديث كوتاه و پر معنى ديگرى از امام صادق عليه السلام پايان مىدهيم، آنجا كه فرمود: مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَظَلَّهُ اللَّهُ فِي جَنَّتِهِ: «هر كس بسيار ياد خدا كند، خدا او را در سايه لطف خود در بهشت برين جاى خواهد داد»!. «٣»
(كسانى كه بخواهند آگاهى بيشترى در اين زمينه پيدا كنند به جلد دوم «اصول كافى» ابوابى كه درباره ذكر اللَّه است مراجعه نمايند، به خصوص بابى كه مىگويد: بسيارى از آفات و بلاها و مصائب دامن كسانى را كه ذكر خدا مىگويند نمىگيرد).
تأكيد بر اين مطلب را لازم نمىدانيم كه اين همه بركات و خيرات مسلماً مربوط به ذكر لفظى و حركت زبان كه خالى از فكر و انديشه و عمل باشد،