تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥
بود و نقش آن محمّد رسول اللَّه بود». «١»
در بعضى از تواريخ آمده است: يكى از حوادث سال ششم هجرى اين بود كه پيامبر، انگشتر نقش دارى براى خود انتخاب فرمود، و اين به خاطر آن بود كه:
به او عرض كردند: پادشاهان، نامههاى بدون «مُهر» را نمىخوانند. «٢»
در كتاب «طبقات» نيز آمده است: هنگامى كه پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله تصميم گرفت دعوت خود را گسترش دهد، و به پادشاهان و سلاطين روى زمين نامه بنويسد، دستور داد: انگشترى برايش ساختند كه، روى آن «محمّد رسول اللَّه» حك شده بود، و نامههاى خود را با آن مهر مىكرد. «٣»
با اين بيان، به خوبى روشن مىشود كه «خاتم» گر چه امروز به انگشتر تزيينى نيز اطلاق مىشود، ولى ريشه اصلى آن، از «ختم» به معنى «پايان» گرفته شده است و در آن روز، به انگشترىهائى مىگفتند كه: با آن نامهها را مهر مىكردند.
به علاوه، اين ماده در قرآن مجيد در موارد متعددى به كار، رفته، و در همه جا به معنى پايان دادن و مهر نهادن است، مانند: الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ: «امروز- روز قيامت- مهر بر دهانشان مىنهيم و دستهاى آنها با ما سخن مىگويد». «٤»
و نيز در جائى ديگر مىخوانيم: خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ