تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
«طاهر» و «ابراهيم» داشت، «١» ولى طبق نقل مورخان، همه آنها قبل از بلوغ، چشم از جهان بستند، و لذا نام «رجال» (مردان) بر آنها اطلاق نشد. «٢»
امام حسن و امام حسين عليهما السلام كه آنها را فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواندند، گرچه به سنين بالا رسيدند، ولى به هنگام نزول اين آيه، هنوز كودك بودند، بنابراين، جمله «ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ» كه به صورت فعل ماضى آمده است به طور قطع در آن هنگام در حق همه، صادق بوده است.
و اگر در بعضى از تعبيرات خود پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: أَنَا وَ عَلِىٌّ أَبَوا هذِهِ الأُمَّةِ: «من و على پدران اين امتيم» «٣» مسلماً منظور پدر نسبى نبوده بلكه ابوت ناشى از تعليم و تربيت و رهبرى بوده است.
با اين حال، ازدواج با همسر مطلقه «زيد» كه قرآن فلسفه آن را صريحاً شكستن سنتهاى نادرست ذكر كرده، چيزى نبود كه باعث گفتگو در ميان اين و آن شود، و يا بخواهند آن را دستاويز براى مقاصد سوء خود كنند.
سپس مىافزايد: ارتباط پيامبر صلى الله عليه و آله با شما تنها از ناحيه رسالت و خاتميت مىباشد «او رسول اللَّه و خاتم النبيين است» «وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ».
بنابراين، صدر آيه، ارتباط نسبى را به طور كلى قطع مىكند، و ذيل آيه، ارتباط معنوى ناشى از رسالت و خاتميت را، اثبات مىنمايد، و از اينجا پيوند صدر و ذيل روشن مىشود.
از اين گذشته، اشاره به اين حقيقت نيز دارد كه: در عين حال، علاقه او فوق