تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٥
اگر بخواهند، كمترين ترس و وحشتى به خود راه بدهند، در انجام رسالت خود پيروز نخواهند شد، قاطعانه بايد پيش روند، حرفهاى ناموزون بدگويان را به جان خريدار شوند، و بى اعتنا به جوسازيها، و غوغاى عوام، و توطئه فاسدان و مفسدان، به برنامههاى خود ادامه دهند؛ چرا كه همه حسابها به دست خدا است.
لذا، در پايان آيه، مىفرمايد: «همين بس كه خداوند حافظ اعمال بندگان و حسابگر و جزا دهنده آنها است» «وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً».
هم حساب ايثار و فداكارى پيامبران را در اين راه نگه مىدارد، و پاداش مىدهد و هم سخنان ناموزون و ياوه دشمنان را محاسبه و كيفر مىدهد.
در حقيقت، جمله «كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً» دليلى است، براى اين موضوع كه رهبران الهى، نبايد در ابلاغ رسالات خود، وحشتى داشته باشند، چون حسابگر زحمات آنها و پاداش دهنده خدا است.
***
نكتهها:
١- منظور از «تبليغ» در اينجا، همان «ابلاغ» و رسانيدن است، و هنگامى كه ارتباط با «رسالات اللَّه» پيدا كند، مفهومش اين مىشود كه، آنچه را خدا به عنوان وحى، به پيامبران تعليم كرده، به مردم تعليم كنند، و از طريق استدلال، انذار، بشارت، موعظه و اندرز در دلها نفوذ دهند.
***
٢- «خشيت» به معنى ترس توأم با تعظيم و احترام است، و از همين رو با «خوف» كه اين ويژگى در آن نيست، متفاوت است، و گاه، به معنى مطلق ترس نيز به كار مىرود.
در بعضى از مؤلفات محقق «طوسى» سخنى در تفاوت اين دو واژه آمده