تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠
پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل اطاعت فرمان خدا، و شكستن يك سنت غلط پرداخت و هنوز هم مىپردازد!
اما در طول زندگى رهبران راستين، لحظاتى فرا مىرسد كه: بايد ايثار و فداكارى كنند، و خود را در معرض اتهام اين گونه افراد قرار دهند، تا هدفشان پياده شود.
آرى، اگر پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز «زينب» را نديده بود، و نشناخته بود، و هرگز «زينب» تمايل با ازدواج او نداشت، و «زيد» نيز حاضر به طلاق دادن او نبود، (قطع نظر از مسأله نبوت و عصمت) جاى اين گفتگو و توهمات بود، ولى با توجه به نفى همه اين شرائط، ساختگى بودن اين افسانهها روشن مىشود.
به علاوه، تاريخ زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله به هيچ وجه نشان نمىدهد كه او علاقه و تمايل خاصى نسبت به «زينب» داشت، بلكه همچون ساير همسران، بلكه شايد از جهاتى كمتر از بعضى همسران پيامبر بوده، و اين خود شاهد تاريخى ديگرى بر نفى آن افسانهها است.
آخرين سخنى كه در اينجا اشاره به آن را لازم مىدانيم اين كه: ممكن است كسى بگويد: شكستن چنين سنت غلطى لازم بود، اما چه ضرورتى داشت كه شخص پيامبر اقدام به سنتشكنى كند، مىتوانست مسأله را به صورت يك قانون بيان نمايد، و ديگران را تشويق به گرفتن همسر مطلقه پسر خوانده خود، كند.
ولى، بايد توجه داشت گاهى يك سنت جاهلى و غلط مخصوصاً مربوط به ازدواج با افرادى كه دون شأن انسان از نظر ظاهرى هستند، با سخن امكان پذير نيست، و مردم مىگويند اگر اين كار خوب بود، چرا خود او انجام نداد،؟ چرا او با همسر برده آزاد شدهاى ازدواج نكرد؟! چرا او با همسر مطلقه فرزند