تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨
خرافى محيط نيست، بلكه به اجراى اين دستور الهى افتخار مىكند، به علاوه در نظر داشت، كه از اين راه آوازه شكستن اين سنت جاهلى را، به گوش همگان در سراسر جزيره عرب برساند.
***
نكتهها:
١- افسانههاى دروغين
داستان ازدواج پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با «زينب» با تمام صراحتى كه قرآن در اين مسأله، و هدف اين ازدواج به خرج داده، و آن را شكستن يك سنت جاهلى در ارتباط با ازدواج با همسر مطلقه فرزند خوانده، معرفى كرده باز مورد بهرهبردارى سوء جمعى، از دشمنان اسلام گرديده است، آنها خواستهاند: از آن يك داستان عشقى بسازند كه ساحت قدس پيامبر را با آن آلوده كنند، و احاديث مشكوك و يا مجعولى را در اين زمينه دستاويز قرار دادهاند.
از جمله اين كه، نوشتهاند: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى حالپرسى «زيد» به خانه او آمد، همين كه در را گشود، چشمش به جمال «زينب» افتاد، و گفت:
سُبْحانَ اللَّهِ خالِقُ النُّورِ تَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِيْنَ!: «منزه است خداوندى كه خالق نور است و جاويد و پر بركت است خدائى كه احسن الخالقين مىباشد»!
و اين جمله را دليلى بر علاقه پيامبر صلى الله عليه و آله به «زينب» گرفتهاند.
در حالى كه، شواهد روشنى- قطع نظر از مسأله نبوت و عصمت- در دست است كه اين افسانهها را تكذيب مىكند.
نخست اين كه: «زينب» دختر عمه پيامبر صلى الله عليه و آله بود، و در محيط خانوادگى تقريباً با او بزرگ شده بود، پيامبر صلى الله عليه و آله شخصاً او را براى «زيد» خواستگارى كرد، و اگر «زينب» جمال فوقالعادهاى داشت و فرضاً جمال او جلب توجه حضرت