تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦
نيست، و بدون هيچ چون و چرا، بايد به مرحله اجرا در آيد.
رهبران آسمانى، هرگز نبايد در اجراى فرمانهاى الهى گوش به حرف اين و آن دهند، يا ملاحظه جوسازيهاى سياسى، و آداب و رسوم غلط حاكم بر محيط را كنند، چه بسا آن دستور، براى شكستن همين شرائط نادرست، و در هم كوبيدن بدعتهاى زشت و رسوا باشد.
آنها بايد، به مصداق «وَ لايَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ» «١»
بدون خوف از سرزنشها و جنجالها، فرمان خدا را به كار بندند.
اصولًا، اگر ما بخواهيم بنشينيم تا براى اجراى فرمان حق، رضايت و خشنودى همه را جلب كنيم، چنين چيزى امكان پذير نيست، گروههائى هستند كه تنها هنگامى راضى مىشوند كه ما تسليم خواستهها يا پيرو مكتب آنها شويم، چنان كه قرآن مىگويد: وَ لَنْتَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ: «هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، تا از آئين آنها بىقيد و شرط پيروى كنى». «٢»
و درباره آيه مورد بحث، مطلب چنين بود؛ زيرا ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با «زينب»- چنان كه گفتيم- در افكار عمومى مردم آن محيط، دو ايراد داشت: يكى ازدواج با «همسر مطلقه پسر خوانده» كه در نظر آنها همچون ازدواج با همسر پسر حقيقى بود، و اين بدعتى بود كه مىبايد در هم شكسته مىشد.
و ديگر ازدواج مرد با شخصيتى همچون پيامبر صلى الله عليه و آله با همسر مطلقه يك برده آزاد شده، عيب و ننگ بود؛ چرا كه پيامبر را با يك برده همرديف قرار مىداد، اين فرهنگ غلط نيز بايد برچيده شود، و ارزشهاى انسانى به جاى آن بنشيند، و «كفو» بودن دو همسر، تنها بر اساس ايمان و اسلام و تقوا استوار گردد.