تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧
اوامر و نواهى الهى است، فى المثل، خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد خواسته، اين اراده تشريعى است.
معلوم است اراده تشريعى به افعال ما تعلق مىگيرد، نه افعال خداوند، در حالى كه در آيه فوق، متعلق اراده، افعال خدا است، مىگويد: خدا اراده كرده است كه پليدى را از شما ببرد، بنابراين، چنين ارادهاى بايد تكوينى باشد، و مربوط به خواست خداوند در عالم تكوين.
افزون بر اين، مسأله «اراده تشريعى» نسبت به پاكى و تقوا، انحصار به اهلبيت عليهم السلام ندارد؛ چرا كه خدا به همه دستور داده است: پاك باشند و با تقوا، و اين مزيتى براى آنها نخواهد بود؛ زيرا همه مكلفان مشمول اين فرمانند.
به هر حال، اين موضوع يعنى «اراده تشريعى» نه تنها با ظاهر آيه سازگار نيست كه با احاديث گذشته به هيچ وجه تناسبى ندارد، زيرا همه اين احاديث سخن از يك مزيت والا و ارزش مهم ويژه دارد كه مخصوص اهلبيت عليهم السلام است.
اين نيز مسلّم است كه «رجس» در اينجا به معنى پليدى ظاهرى نمىباشد، بلكه، اشاره به پليديهاى باطنى است و اطلاق اين كلمه، هرگونه انحصار و محدوديت را در شرك، كفر و اعمال منافى عفت و مانند آن نفى مىكند، و همه گناهان و آلودگيهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى را شامل مىشود.
نكته ديگرى كه، بايد به دقت متوجه آن بود اين است كه: اراده تكوينى كه به معنى خلقت و آفرينش است، در اينجا به معنى مقتضى است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختيار گردد.
توضيح اين كه: مقام عصمت، به معنى يك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار، در پيامبران و امامان ايجاد مىشود اما با وجود اين حالت، چنان نيست كه آنها نتوانند گناه كنند، بلكه قدرت اين كار را دارند، و با اختيار خود از گناه چشم مىپوشند.
درست همانندِ يك طبيب بسيار آگاه كه هرگز يك ماده بسيار سمى را كه