تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
آرى بزرگوارى و شجاعت در جوانمردان، بهترين غرائز است»!
در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد، يك نفر برخيزد، و شرّ اين مرد را از سر مسلمانان كم كند، اما هيچ كس جز على بن ابيطالب عليه السلام آماده اين جنگ نشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: اين «عمرو بن عبدود» است، على عليه السلام عرض كرد: من آمادهام هر چند «عمرو» باشد.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: نزديك بيا، عمامه بر سرش پيچيد و شمشير مخصوصش ذو الفقار را به او بخشيد، و براى او دعا كرد: اللَّهُمَّ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِيْنِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ وَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَيْهِ: «خداوندا! او را از پيش رو، و پشت سر و از راست و چپ، و از بالا و پائين حفظ كن».
على عليه السلام به سرعت به وسط ميدان آمد، در حالى كه اين اشعار را در پاسخ اشعار «عمرو» مىخواند:
لاتَعْجَلَنَّ فَقَدْ أَتاكَ مُجِيْبُ صَوْتِكَ غَيْرَ عاجِزٍ!
ذُو نِيَّةٍ وَ بَصِيْرَةٍ وَ الصِّدْقُ مُنْجِى كُلَّ فائِزٍ
انِّى لَأَرْجُو أَنْ أُقِيْمَ عَلَيْكَ نائِحَةَ الْجَنائِزِ!
مِنْ ضَرْبَةٍ نَجْلاءَ يَبْقى ذِكْرُها عِنْدَ الْهَزاهِزِ:
«شتاب مكن كه پاسخگوى نيرومند دعوت تو فرا رسيد!
آن كس كه نيتى پاك و بصيرتى شايسته دارد، و صداقت نجات بخش هر انسان پيروز است.
من اميدوارم كه فرياد نوحهگران را بر كنار جنازه تو بلند كنم.
از ضربه آشكارى كه صداى آن بعد از ميدانهاى جنگ باقى مىماند و در همه جا مىپيچد»!