تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠
ديگر كمر راست نكردند، و ابتكار عمل بعد از اين، هميشه در دست مسلمانان بود.
ستاره اقبال دشمن، رو به افول گذاشت، و پايههاى قدرت آنها در هم شكست و لذا در حديثى مىخوانيم، پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از پايان جنگ «احزاب» فرمود: الآنَ نَغْزُوهُمْ وَ لايَغْزُونَنا: «اكنون ديگر ما با آنها مىجنگيم و آنها قدرت جنگ با ما نخواهند داشت». «١»
***
ب- بعضى از مورخان، نفرات سپاه «كفر» را بيش از «ده هزار نفر» نوشتهاند، «مقريزى» در «الامتاع» مىگويد: تنها «قريش» با چهار هزار سرباز، سيصد رأس اسب، و هزار و پانصد شتر، بر لب خندق اردو زد، قبيله «بنى سليم» با هفتصد نفر، در منطقه «مرالظهران» به آنها پيوستند، قبيله «بنى فزاره» با هزار نفر، و قبائل «بنى اشجع» و «بنى مره» هر كدام با چهارصد نفر، و قبائل ديگر، هر كدام نفراتى فرستادند كه مجموع آنها از «ده هزار تن» تجاوز مىكردند.
در حالى كه عده مسلمانان از «سه هزار» نفر تجاوز نمىكرد، دامنه «كوه سلع» نقطه مرتفعى (در كنار مدينه) را اردوگاه اصلى خود انتخاب كردند، كه بر خندق مشرف بود، و مىتوانستند: به وسيله تيراندازان خود عبور و مرور از «خندق» را كنترل كنند.
به هر حال، لشكر كفر، مسلمانان را از هر سو محاصره كردند، و اين محاصره، «١٥ روز»، به روايتى «بيست روز» و به روايت ديگر، «٢٥ روز» و مطابق بعضى از روايات حدود «يك ماه» به طول انجاميد. «٢»
و با اين كه دشمن، از جهات مختلفى نسبت به مسلمانان برترى داشت، سر