تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
و غافل كننده اين مسائل قانع نمىشوند، بلكه سخنان لهو و بيهوده خود را وسيلهاى براى استهزاء و سخريه آيات الهى قرار مىدهند، و اين همان است كه در آخر آيه فوق به آن اشاره كرده، مىفرمايد: «وَ يَتَّخِذَها هُزُواً».
اما توصيف عذاب به «مُهِيْنٌ» (خوار كننده و اهانت بار) به خاطر آن است كه جريمه، بايد همانند جرم باشد، آنها نسبت به آيات الهى توهين كردند، خداوند
هم براى آنها مجازاتى تعيين كرده كه علاوه بر دردناك بودن، توهينآور نيز مىباشد.
***
آيه بعد، به عكس العمل اين گروه در برابر آيات الهى اشاره كرده، و در واقع آن را با عكس العملشان، در برابر «لَهْوَ الْحَدِيْث» مقايسه مىكند و مىگويد:
«هنگامى كه آيات ما بر او خوانده مىشود مستكبرانه روى بر مىگرداند، گوئى آيات ما را نشنيده، گوئى اصلًا گوشهايش سنگين است» و اصلًا هيچ سخنى را نمىشنود «وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْيَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً».
و در پايان، كيفر دردناك چنين كسى را اين گونه بازگو مىكند: «او را به عذاب دردناك بشارت ده»! «فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ».
تعبير به «وَلّى مُسْتَكْبِراً» اشاره به اين است كه: روى گرداندن او تنها به خاطر مزاحمت با منافع دنيوى و هوسهايش نيست، بلكه از اين هم فراتر مىرود و انگيزه استكبار و تكبر در برابر خدا و آيات خدا، كه بزرگترين گناه است در عمل او نيز وجود دارد.
جالب اين كه: نخست مىگويد: «آن چنان بى اعتنائى به آيات الهى مىكند كه گوئى اصلًا آن را نشنيده و كاملًا بى اعتنا از كنار آن مىگذرد» سپس اضافه