تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
آسان است.
٢٠- آنها گمان مىكنند هنوز لشكر احزاب نرفتهاند؛ و اگر برگردند (از ترس آنان) دوست مىدارند در ميان اعراب باديهنشين پراكنده (و پنهان) شوند و از اخبار شما جويا گردند؛ و اگر در ميان شما باشند جز اندكى پيكار نمىكنند.
تفسير:
گروه باز دارندگان
سپس، به وضع گروهى ديگر از منافقين كه از ميدان «جنگ احزاب» كناره گيرى كردند، و ديگران را نيز دعوت به كنارهگيرى مىنمودند، اشاره كرده، مىگويد: «خداوند آن گروهى از شما را كه كوشش داشتند، مردم را از جنگ منصرف سازند مىداند» «قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ».
«و همچنين كسانى را كه به برادرانشان مىگفتند: به سوى ما بيائيد» و دست از اين پيكار خطرناك برداريد! «وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا».
«همان كسانى كه اهل جنگ و پيكار نيستند و جز مقدار كمى- آن هم از روى اكراه و يا ريا- به سراغ جنگ نمىروند» «وَ لايَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا».
«مُعَوِّقِيْن» از ماده «عوق» (بر وزن شوق) به معنى باز داشتن و منصرف كردن از چيزى است و «بأس» در اصل به معنى شدت، و در اينجا منظور از آن «جنگ» است.
آيه فوق، احتمالًا اشاره به دو دسته مىكند: دستهاى از منافقين، كه در لابلاى صفوف مسلمانان بودند (و تعبير «مِنْكُم» گواه بر اين است) و سعى داشتند مسلمانان ضعيف الايمان را از جنگ باز دارند، اينها همان «مُعَوِّقِيْن» بودند.
گروه ديگرى، كه بيرون از صحنه نشسته بودند، از منافقين، و يا يهود، و