تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٩
وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً».
پيدا است، مردمى كه اين چنين ضعيف و بىپاشنهاند، نه آماده پيكار با دشمناند، و نه پذيراى شهادت در راه خدا، به سرعت تسليم مىشوند، و تغيير مسير مىدهند.
بنابراين، منظور از كلمه «فتنه» در اينجا همان شرك و كفر است (همان گونه كه در آيات ديگر قرآن از قبيل آيه ١٩٣ سوره «بقره» آمده است).
ولى بعضى از مفسران، احتمال دادهاند كه: مراد از «فتنه» در اينجا جنگ بر ضد مسلمانان است كه اگر به اين گروه منافق، پيشنهاد شود، به زودى اين دعوت را اجابت كرده و با فتنهجويان همكارى مىكنند!
اما اين تفسير، با ظاهر جمله «وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها» (اگر از اطراف، بر مدينه هجوم آورند ...) سازگار نيست، و شايد به همين دليل اكثر مفسران، همان معنى اول را انتخاب كردهاند.
***
سپس قرآن، اين گروه منافق را به محاكمه مىكشد و مىگويد: «آنها قبلًا با خدا عهد و پيمان بسته بودند كه پشت به دشمن نكنند، و بر سر عهد خود در دفاع از توحيد و اسلام و پيامبر بايستند، مگر آنها نمىدانند كه عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت» و آنها در برابر آن مسئولند «وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لايُوَلُّونَ الأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا».
بعضى گفتهاند: منظور از اين عهد و پيمان، همان تعهدى است كه طايفه «بنى حارثه» در روز «جنگ احد» با خدا و پيامبر كردند، در آن هنگام كه تصميم به مراجعت از ميدان گرفتند، و بعد پشيمان شدند، عهد بستند كه: ديگر هرگز گرد اين امور نروند، اما همانها در ميدان «جنگ احزاب» باز به فكر پيمانشكنى