تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
امتحان صدق گفتار آنها در عمل- كه در آيات گذشته از آن بحث شد- سخن مىگويد.
اين آيات، از يكى از مهمترين حوادث تاريخ اسلام، يعنى «جنگ احزاب»، بحث مىكند، جنگى كه در حقيقت نقطه عطفى در تاريخ اسلام بود، و كفه موازنه قوا را در ميان اسلام و كفر، به نفع مسلمين بر هم زد و پيروزى در آن، كليدى بود براى پيروزيهاى بزرگ آينده، و در حقيقت كمر دشمنان در اين غزوه شكست و بعد از آن نتوانستند كار مهمى صورت دهند.
«جنگ احزاب» چنان كه از نامش پيدا است مبارزه همه جانبهاى از ناحيه عموم دشمنان اسلام، و گروههاى مختلفى بود كه با پيشرفت اين آئين منافع نامشروعشان به خطر مىافتاد.
نخستين جرقه جنگ، از ناحيه گروهى از يهود «بنى نضير» زده شد كه به «مكّه» آمدند، طايفه «قريش» را به جنگ با پيامبر صلى الله عليه و آله تشويق كردند و به آنها قول دادند، تا آخرين نفس در كنارشان مىايستند، سپس به سراغ قبيله «غطفان» رفتند، و آنها را نيز آماده كارزار كردند.
اين قبائل، از همپيمانان خود مانند قبيله «بنى اسد» و «بنى سليم»، نيز دعوت كردند، و چون همگى خطر را احساس كرده بودند، دست به دست هم دادند تا كار اسلام را براى هميشه يكسره كنند: پيامبر صلى الله عليه و آله را به قتل برسانند، مسلمين را در هم بكوبند، «مدينه» را غارت كنند، و چراغ اسلام را خاموش سازند.
مسلمانان كه خود را در برابر اين گروه عظيم ديدند، به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به شور نشستند و قبل از هر چيز، با پيشنهاد «سلمان فارسى» در اطراف «مدينه» خندقى كندند، تا دشمن به آسانى نتواند از آن عبور كند، و شهر را مورد تاخت و