تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥
البته نوع سومى از مادر در اسلام به عنوان مادر رضاعى، وجود دارد كه در آيه ٢٣ سوره «نساء» به آن اشاره شده (وَ أُمَّهاتُكُمْ اللَّاتِى أَرْضَعْنَكُمْ ...) ولى آن، در حقيقت يكى از شاخههاى مادر جسمانى مىباشد.
ج- سومين حكم، مسأله «اولويت خويشاوندان در مورد ارث» نسبت به ديگران است، زيرا در آغاز اسلام، كه مسلمانان بر اثر هجرت پيوند خود را با بستگانشان گسسته بودند، قانون ارث بر اساس «هجرت» و «مؤاخات» تنظيم شد، يعنى «مهاجرين» از يكديگر، و يا از «انصار» كه با آنها پيوند برادرى بسته بودند ارث مىبردند، اين يك حكم موقتى بود، كه با وسعت يافتن اسلام و بر قرار شدن بسيارى از ارتباطات گذشته خويشاوندى، بر اثر اسلام آوردن آنها، ديگر ادامه اين حكم ضرورتى نداشت (توجه داشته باشيد، سوره «احزاب» در سال پنجم هجرت سال جنگ احزاب نازل شده).
لذا، آيه فوق نازل شد، و اولويت «اولوا الارحام» (خويشاوندان) را نسبت به ديگران تثبيت كرد.
البته قرائنى، در دست است كه: منظور از اولويت، در اينجا اولويت الزامى است، نه استحبابى، زيرا هم اجماع علماى اسلام، بر اين معنى است، و هم روايات زيادى، كه در منابع اسلامى وارد شده، اين موضوع را اثبات مىكند.
در اينجا به اين نكته نيز بايد دقيقاً توجه كرد، كه: اين آيه در صدد بيان اولويت خويشاوندان در برابر بيگانگان است، نه بيان اولويت طبقات سه گانه ارث نسبت به يكديگر، و به تعبير ديگر، در اينجا «مُفَضَّلُ عَلَيْهِم» مؤمنان و مهاجرانند كه در متن قرآن آمده (مِنَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ الْمُهاجِرِيْنَ).
بنابراين، مفهوم آيه چنين مىشود: خويشاوندان از نظر ارث بردن، بعضى از بعضى ديگر اولى، از غير خويشاوندانند، و اما اين كه خويشاوندان چگونه ارث