تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
ازدواج» با زنان پيامبر بود، چنان كه در آيات همين سوره، حكم صريح تحريم ازدواج با آنها بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است، و گر نه از نظر مسأله ارث و همچنين ساير محرمات «نسبى» و «سببى»، كمترين اثرى ندارد، يعنى مسلمانان حق داشتند، با دختران پيامبر ازدواج كنند، در حالى كه هيچ كس با دختر مادر خود نمىتواند ازدواج كند، و نيز مسأله محرميت و نگاه كردن به همسران پيامبر براى هيچ كس جز محارم آنها مجاز نبود.
در حديثى مىخوانيم: زنى به «عايشه» گفت: يا أُمَّه!: «اى مادر»! عايشه پاسخ داد: لَسْتُ لَكِ بِأُمٍّ، انَّما أَنَا أُمُّ رِجالِكُمْ!: «من مادر تو نيستم مادر مردان شما هستم». «١»
اشاره به اين كه: هدف از اين تعبير، حرمت تزويج است، و اين تنها در مورد مردان امت صادق است.
ولى، همان گونه كه گفتيم: غير از مسأله ازدواج موضوع احترام و بزرگداشت نيز مطرح است، و لذا زنان مسلمان نيز مىتوانستند به عنوان احترام، همسران پيامبر صلى الله عليه و آله را مادر خود خطاب كنند.
شاهد اين سخن آن كه: قرآن مىگويد: «النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» اولويت پيامبر نسبت به همه زنان و مردان است و ضمير جمله بعد نيز به همين عنوان بر مىگردد كه مفهوم گستردهاى دارد، لذا در عبارتى كه از «ام سلمه» (يكى ديگر از همسران پيامبر نقل شده) مىخوانيم كه مىگويد: أَنَا أُمُّ الرِّجالِ مِنْكُمْ وَ النِّساءِ: «من مادر مردان و زنان شما هستم». «٢»
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه: آيا تعبير «أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ»: