تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢
بست تسليم تمايلات يك فرد كرده باشد، بلكه با توجه به اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله داراى مقام عصمت است و به مصداق: «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى» «١»
هر چه مىگويد سخن خدا است، و از ناحيه او است، و حتى از پدر هم دلسوزتر و مهربانتر است.
اين اولويت، در حقيقت در مسير منافع مردم، هم در جنبههاى حكومت و تدبير جامعه اسلامى، و هم در مسائل شخصى و فردى است.
به همين دليل، بسيار مىشود اين اولويت، مسئوليتهاى سنگينى بر دوش پيامبر مىگذارد، لذا در روايت معروفى كه در منابع شيعه و اهل سنت وارد شده مىخوانيم: پيامبر فرمود: أَنَا أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَ مَنْ تَرَكَ مَالًا فَلِلْوَارِثِ وَ مَنْ تَرَكَ دَيْناً أَوْ ضَيَاعاً فَإِلَيَّ وَ عَلَيَّ: «من از هر مؤمنى نسبت به او اولى هستم، كسى كه مالى از خود بگذارد، براى وارث او است، و كسى كه بدهكار از دنيا برود و يا فرزند و عيالى بگذارد كفالت آنها بر عهده من است» «٢» بايد توجه داشت كه «ضياع» در اينجا به معنى فرزندان و يا عيالى است كه بدون سرپرست ماندهاند، و تعبير به «دين» قبل از آن نيز قرينه روشنى بر اين معنى مىباشد، زيرا منظور داشتن بدهى بدون مال است).
ب- حكم دوم در زمينه همسران پيامبر است كه: آنها به منزله مادر براى همه مؤمنان محسوب مىشوند، البته مادر معنوى و روحانى، همان گونه كه پيامبر صلى الله عليه و آله پدر روحانى و معنوى امت است.
اين ارتباط و پيوند معنوى، تنها تأثيرش مسأله «حفظ احترام» و «حرمت