تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥
كه خواهيم ديد، پيامبر صلى الله عليه و آله براى كوبيدن اين سنت غلط، همسر پسرخواندهاش «زيد بن حارثه» را بعد از آن كه از «زيد» طلاق گرفت، به ازدواج خود درآورد تا روشن شود، اين الفاظ تو خالى نمىتواند واقعيتها را دگرگون سازد؛ چرا كه رابطه پدرى و فرزندى، يك رابطه طبيعى است و با الفاظ و قرار دادها و شعارها هرگز حاصل نمىشود.
گر چه بعداً خواهيم گفت: ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله با همسر مطلقه «زيد» جنجال بزرگى در ميان دشمنان اسلام بر پا كرد، و دستاويزى براى تبليغات سوء آنها شد ولى، اين جنجالها به كوبيدن اين سنت جاهلى ارزش داشت.
لذا، قرآن بعد از اين جمله مىافزايد: «اين سخنى است كه شما به زبان مىگوئيد» «ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ».
مىگوئيد: فلان كس پسر من است، در حالى كه در دل مىدانيد، قطعاً چنين نيست، اين امواج صوتى، فقط در فضاى دهان شما مىپيچد و خارج مىشود، و هرگز از اعتقاد قلبى سرچشمه نمىگيرد.
اينها سخنان باطلى بيش نيست «اما خداوند حق مىگويد و به راه راست هدايت مىكند» «وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ».
سخن حق، به سخنى گفته مىشود كه: با واقعيت عينى تطبيق كند، يا اگر يك مطلب قراردادى است، هماهنگ با مصالح همه اطراف قضيه باشد، و مىدانيم مسأله ناپسند «ظهار» در عصر جاهليت، و يا «پسرخواندگى» كه حقوق فرزندان ديگر را تا حد زيادى پايمال مىكرد، نه واقعيت عينى داشت و نه قرار دادى حافظ مصلحت عموم بود.
***
سپس قرآن، براى تأكيد بيشتر و روشن ساختن خط صحيح و منطقى اسلام،