تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
يك مسير معين را در زندگى تعقيب كند.
با يك گروه و يك جمعيت هماهنگ گردد، و گر نه تشتّت و تعدّد، و راههاى مختلف، و اهداف پراكنده، او را به بيهودگى، و انحراف از مسير توحيدى فطرى مىكشاند.
لذا در حديثى از اميرمؤمنر مورد آنان مقرر نكرده است «وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ».
اسلام، اين برنامه جاهلى را امضاء نكرد، بلكه براى آن مجازاتى قرار داد و آن اين كه: شخصى كه اين سخن را مىگويد، حق ندارد، با همسرش نزديكى كند تا اين كه كفاره لازم را بپردازد، و اگر كفاره نداد، و به سراغ همسر خود نيز نيامد همسر مىتواند با توسل به «حاكم شرع» او را وادار به يكى از دو كار كند يا رسماً و طبق قانون اسلام او را طلاق دهد، و از او جدا شود، و يا كفاره دهد و به زندگى زناشوئى همچون سابق ادامه دهد. «١»
آخر اين چه سخنى است كه انسان با گفتن اين جمله، به همسرش كه: «تو همچون مادر منى»، به حكم مادر او در آيد، ارتباط مادر و فرزند يك ارتباط طبيعى است و با لفظ هرگز درست نمىشود، و لذا در سوره «مجادله» آيه ٢