تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠
«هدايت» در حقيقت مقدمهاى است براى «رحمت پروردگار»؛ چرا كه انسان، نخست در پرتو نور قرآن، حقيقت را پيدا مىكند و به آن معتقد مىشود، و در عمل خود آن را به كار مىبندد، و به دنبال آن، مشمول رحمت واسعه و نعمتهاى بى پايان پروردگار مىگردد.
قابل توجه اين كه: در اينجا قرآن، مايه هدايت و رحمت «محسنين» شمرده شده، و در آغاز سوره «نمل»، مايه هدايت و بشارت «مؤمنين» (هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِيْنَ).
و در آغاز سوره «بقره»، مايه هدايت «متقين» (هُدىً لِلْمُتَّقِيْنَ).
اين تفاوت تعبير، ممكن است به خاطر آن باشد كه بدون تقوا و پرهيزگارى، روح تسليم و پذيرش حقائق در انسان زنده نمىشود، و طبعاً هدايتى در كار نخواهد بود.
و از اين مرحله پذيرش حق، كه بگذريم، مرحله ايمان فرا مىرسد كه علاوه بر هدايت، بشارت به نعمتهاى الهى نيز وجود خواهد داشت.
و اگر از مرحله تقوا و ايمان فراتر رويم و به مرحله عمل صالح برسيم، رحمت خدا نيز در آنجا افزوده مىشود.
بنابراين، سه آيه فوق، سه مرحله پى در پى از مراحل تكامل بندگان خدا را، بازگو مىكند: مرحله پذيرش حق، مرحله ايمان و مرحله عمل، و قرآن در اين سه مرحله، به ترتيب مايه «هدايت»، «بشارت» و «رحمت» است (دقت كنيد).
***
آيه بعد «محسنين» را با سه وصف، توصيف كرده، مىگويد: «آنها كسانى هستند كه نماز را بر پا مىدارند، زكات را ادا مىكنند، و به آخرت يقين دارند» «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ».