تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٥
نمىدهد.
و به تعبير ديگر، عذاب استيصال نوعى از عذاب دنيوى است نه عذاب آخرت، و نه عذابهاى معمولى دنيا كه بعد از اتمام حجت كامل به زندگى اقوام گنهكار خاتمه مىدهد.
شاهد اين سخن!
الف: اگر منظور، عذابهاى معمولى دنيا و يا پيروزىهائى همچون پيروزى مسلمانان در «جنگ بدر» و روز «فتح مكّه» باشد- همان گونه كه بعضى از مفسران گفتهاند- جمله «لايَنْفَعُ الَّذِيْنَ كَفَرُوا ايْمانُهُم» (در آن روز ايمان كافران سودى نمىبخشد) درست نخواهد بود، زيرا هم در روز «فتح بدر»، و هم در روز «فتح مكّه» ايمان آوردن مفيد، و درهاى توبه باز بود.
ب: اگر منظور، از «يوم الفتح» روز قيامت بوده باشد آن چنان كه، بعضى از مفسران پذيرفتهاند، با جمله «وَ لا هُمْ يُنْظَرُون» (به آنها مهلت داده نمىشود) سازگار نيست، زيرا مهلت دادن يا ندادن غالباً مربوط به زندگى اين دنيا است، از اين گذشته در هيچ موردى از قرآن «يوم الفتح» به معنى قيامت به كار نرفته است.
ج: تعبير به «فتح» در مورد «عذاب استيصال» در قرآن مجيد كراراً ديده مىشود، مانند آيه ١١٨ سوره «شعراء» آنجا كه «نوح» مىگويد: فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ: «پروردگارا! ميان من و آنها داورى كن، و اين قوم ستمگر را ريشه كن فرما، و من و تمام مؤمنانى را كه با من هستند نجات ده» كه اشاره به مجازات طوفان است.
نظير همين معنى در آيه ٧٧ سوره «مؤمنون» نيز آمده است.
بنابراين، اگر منظور، «عذاب استيصال» در دنيا بوده باشد، با آنچه در بالا گفتيم مىسازد و با تمام قرائن فوق، هماهنگ است، و در واقع تهديدى است