تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٣
كه به فرمان خدا، به كمك بادها به سوى زمينهاى خشك فرستاده مىشوند.
به راستى، اگر باران نمىباريد بسيارى از زمينها، قطرهاى از آب به خود نمىديد حتى اگر فرضاً رودخانههاى پر آبى وجود داشت بر آنها مسلط نمىشد، اما اكنون مىبينيم كه به بركت اين رحمت الهى، بر فراز بسيارى از كوهها و دامنههاى صعب العبور، و تپههاى مرتفع، جنگلها و درختان فراوان و گياهان بسيار روئيده است، اين قدرت آبيارى عجيب، تنها در باران است و از هيچ چيز ديگر ساخته نيست.
«زَرْع» در اينجا معنى وسيعى دارد كه هرگونه گياه و درخت را شامل مىشود، هر چند گاهى در استعمالات در مقابل درخت قرار مىگيرد.
مقدم داشتن «چهار پايان» بر «انسانها» در اين آيه، ممكن است به خاطر اين باشد كه، تمام تغذيه چهار پايان از گياه است، در حالى كه انسانها، هم از گياهان تغذيه مىكنند و هم از گوشت چهار پايان.
و يا از اين جهت كه، گياه به محض روئيدن براى چهار پايان قابل استفاده است، در حالى كه استفاده انسان از گياهان غالباً به زمان بعد موكول مىشود كه دانه و ثمره خود را به بار مىآورد.
جالب اين كه: در ذيل آيه مورد بحث، جمله «أ فَلايُبْصِرُون» (آيا نمىبينند) آمده است، در حالى كه در ذيل آيه قبل، كه سخن از قصرها و خانههاى ويران شده اقوام پيشين است جمله «أ فَلايَسْمَعُونَ» (آيا نمىشنوند) آمده.
اين تفاوت، به خاطر آن است كه منظره زنده شدن زمينهاى لَمْ يُزْرَع بر اثر نزول باران را همه با چشم مىبينند، در حالى كه مسائل مربوط به اقوام پيشين را غالبا به صورت اخبارى مىشنوند.
در يك جمع بندى از مجموع دو آيه فوق، چنين استفاده مىشود كه: