تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
***
در آيه بعد، به يكى از مهمترين نعمتهاى الهى كه مايه آبادى همه سرزمينها و وسيله حيات همه موجودات زنده است، اشاره مىكند، تا روشن شود، همان گونه كه خداوند قدرت بر ويران ساختن سرزمين تبهكاران دارد، قادر بر آباد كردن زمينهاى ويران و مرده، و اعطاى همه گونه موهبت را به بندگانش دارد.
مىفرمايد: «آيا نديدند كه ما آب را به سوى زمينهاى خشك و بى آب و علف مىرانيم، و به وسيله آن زراعتهائى مىرويانيم كه هم چارپايانشان از آن مىخورند، و هم خودشان تغذيه مىكنند؟ آيا نمىبينند»؟ «أَ وَ لَمْيَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ إِلَى الأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعامُهُمْ وَ أَنْفُسُهُمْ أَ فَلايُبْصِرُونَ».
«جُرُز» (بر وزن شتر) به معنى زمينى است كه گياه از آن ريشه كن شده، يا به تعبير ديگر به هيچ وجه گياهى از آن نمىرويد، و در اصل از ماده «جَرَز» (بر وزن مرض) به معنى قطع كردن و بريدن است.
گوئى هرگونه گياه از چنين زمينى بريده شده، و يا زمين خودش، آن گياهان را قطع كرده است.
جالب اين كه، در اينجا تعبير به «نَسُوقُ الْماءَ» (آب را مىرانيم) شده است، اشاره به اين كه: طبيعت آب به مقتضاى سنگينيش ايجاب مىكند كه روى زمين و در گودالها باشد، و به مقتضاى روان بودنش بايد در اعماق زمين فرو رود، ولى هنگامى كه فرمان ما فرا رسد طبيعت خود را از دست داده تبديل به بخار سبكى مىشود كه با وزش نسيم، به هر سو حركت مىكند.
آرى، همين ابرها كه بر فراز آسمانند درياهاى بزرگى از آب شيرين هستند