تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
مقطعه در ابتداى آن نيز، اشاره لطيفى به همين حقيقت است: اين آيات كه از حروف ساده الفبا تركيب يافته، چنان محتوائى بزرگ و عالى دارد كه سرنوشت انسانها را به كلى دگرگون مىسازد «الم».
***
لذا بعد از ذكر «حروف مقطعه» مىگويد: «اين آيات كتاب حكيم است» «تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ».
«تِلْكَ» در لسان عرب، براى اشاره به دور است، و كراراً گفتهايم: اين تعبير مخصوصاً كنايه از عظمت و اهميت اين آيات است، گوئى در اوج آسمانها و در نقطه دور دستى قرار گرفته!
توصيف «كتاب»، به «حكيم»، يا به خاطر استحكام محتواى آن است، چرا كه هرگز باطل به آن راه نمىيابد، و هرگونه خرافه را از خود دور مىسازد، جز حق نمىگويد، و جز به راه حق دعوت نمىكند، درست در مقابل «لَهْوُ الْحَدِيْثِ» (سخنان بيهوده) كه در آيات بعد مىآيد، قرار دارد.
و يا به معنى آن است كه: اين قرآن، همچون دانشمند حكيمى است كه در عين خاموشى، با هزار زبان سخن مىگويد، تعليم مىدهد، اندرز مىگويد، تشويق مىكند، انذار مىنمايد، داستانهاى عبرتانگيز، بيان مىكند، و خلاصه به تمام معنى داراى حكمت است، و اين سرآغاز، تناسب مستقيمى دارد با سخنان «لقمان حكيم» كه در اين سوره از آن بحث به ميان آمده.
البته، هيچ مانعى ندارد كه هر دو معنى «حكمت» در آيه فوق منظور باشد.
***
آيه بعد، هدف نهائى نزول قرآن را با اين عبارت بازگو مىكند: «اين كتاب حكيم مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است» «هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ».