تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
است» «وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ».
آنها براى هميشه، در اين جايگاه وحشتناك زندانى و محبوسند به گونهاى كه: «هر زمان بخواهند از آن خارج شوند آنها را باز مىگردانند» «كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها».
و «به آنها گفته مىشود: بچشيد عذاب آتشى را كه پيوسته انكار مىكرديد» «وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ».
بار ديگر، در اينجا مىبينيم كه عذاب الهى در برابر «كفر و تكذيب» قرار گرفته و ثواب و پاداش او در برابر «عمل».
اشاره به اين كه: «ايمان» به تنهائى كافى نيست، بلكه بايد انگيزه بر عمل باشد ولى «كفر» به تنهائى براى عذاب كافى است هر چند عملى همراه آن نباشد.
***
نكته:
شب زندهداران!
در توضيح جمله «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ» (شبانگاه پهلوهاى آنها از بستر دور مىشود) دو تفسير در روايات اسلامى وارد شده:
تفسيرى به نماز «عشاء» و اشاره به اين كه: مؤمنان راستين بعد از نماز مغرب، و قبل از نماز عشاء، به بستر نمىروند مبادا خواب آنها را بگيرد، و نماز عشايشان از دست برود. (زيرا در آن زمان معمول بوده كه در آغاز شب به استراحت مىپرداختند و نماز مغرب و عشاء را- طبق دستور استحباب جدائى ميان نمازهاى پنجگانه- از هم جدا مىكردند و هر كدام را در وقت فضيلت خود به جا مىآورند) هر گاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا مىخوابيدند ممكن بود براى نماز عشا بيدار نشوند.