تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
٢ و ٣- نشانه دوم و سوم آنها «تسبيح» و «حمد» پروردگار است، از يكسو، خدا را از نقائص پاك و منزه مىشمرند، و از سوى ديگر، او را به خاطر صفات كمال و جمالش، حمد و ستايش مىنمايند.
٤- وصف ديگر آنها تواضع و فروتنى و ترك هرگونه استكبار است؛ چرا كه كبر و غرور نخستين پله نردبان كفر و بى ايمانى است، و تواضع و فروتنى در مقابل حق و حقيقت، نخستين گام ايمان است!
آنها كه در راه كبر و خودبينى، گام بر مىدارند، نه در برابر خدا سجده مىكنند، نه تسبيح و حمد او را به جا مىآورند، و نه حق بندگان او را به رسميت مىشناسند، آنها بت بزرگى دارند و آن خودشان است!
***
آن گاه به اوصاف ديگر آنها اشاره كرده مىگويد: «پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مىشود» به پا مىخيزند و رو به درگاه خدا مىآورند و به راز و نياز با او مىپردازند «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ». «١»
آرى، آنها به هنگامى كه چشم غافلان در خواب است، مقدارى از شب را بيدار مىشوند، و در آن هنگام كه برنامههاى عادى زندگى تعطيل است، و شواغل فكرى به حداقل مىرسد، و آرامش و خاموشى، همه جا را گرفته و خطر آلودگى عبادت به ريا كمتر وجود دارد، و خلاصه، بهترين شرائط حضور قلب فراهم است، با تمام وجودشان رو به درگاه معبود مىآورند، و سر بر آستان معشوق مىسايند، و آنچه در دل دارند، با او در ميان مىگذارند، با ياد او زندهاند و پيمانه قلب خود را از مهر او لبريز و سرشار دارند.