تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
است، و توحيد حاكميت دليل بر توحيد ولى و شفيع و معبود.
در اينجا سؤالى براى بعضى از مفسران مطرح شده، كه: جواب آن چندان پيچيده نيست، و آن اين كه: جمله اخير مىگويد: غير از خدا سرپرست و شفاعت كنندهاى نداريد، و مفهومش اين است كه: ولى و شفيع شما تنها خدا است، آيا ممكن است كسى نزد خودش شفاعت كند؟!
اين سؤال را از سه راه مىتوان پاسخ گفت:
١- با توجه به اين كه: همه شفيعان بايد به اجازه او شفاعت كنند: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ: «چه كسى مىتواند نزد او جز به اجازه او شفاعت كند» «١» مىتوان گفت: شفاعت هر چند از ناحيه پيامبران و اولياء الهى باشد، باز به ذات پاك او بر مىگردد، خواه شفاعت براى آمرزش گناهان باشد، و يا براى رسيدن به نعمتهاى الهى.
شاهد اين سخن، آيهاى است كه: درست به مضمون همين آيه در آغاز سوره «يونس» آمده، در آنجا مىخوانيم: يُدَبِّرُ الأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ: «هيچ شفاعت كنندهاى جز بعد از اجازه او نخواهد بود». «٢»
٢- با توجه به اين كه: به هنگام توسل به درگاه پروردگار، ما به صفات او متوسل مىشويم، از رحمانيت و رحيميتش، از غفاريت و غفوريتش، و از فضل و كرمش استمداد مىجوئيم، گوئى او را نزد خودش شفيع قرار مىدهيم، و اين صفات را واسطه ميان خود و ذات پاكش مىشمريم، هر چند در حقيقت صفات او عين ذات او است.
اين همان چيزى است كه در دعاى «كميل» در عبارت پر معنى على عليه السلام آمده است: وَ أَسْتَشْفِعُ بِكَ الى نَفْسِكَ: «من به وسيله تو نزد تو شفاعت مىطلبم»!