تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥
بعد از بيان عظمت قرآن، و رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله به يكى ديگر از مهمترين پايههاى عقائد اسلامى، يعنى توحيد و نفى شرك پرداخته، چنين مىگويد: «خدا آن كسى است كه آسمانها و زمين، و آنچه را در ميان اين دو است، در شش روز آفريده است» «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ». «١»
كراراً گفتهايم، منظور از شش روز در اين آيات، «شش دوران» است، زيرا مىدانيم: يكى از معانى «روز» در استعمالات روزمره، «دوران» است، چنان كه مىگوئيم: روزى رژيم استبدادى حكومت مىكرد، و امروز نظام «شورائى»، در حالى كه مىدانيم: رژيمهاى استبدادى هزاران سال حكومت مىكردند، اما از آن تعبير به «روز» مىكنند.
و از سوى ديگر مىدانيم: بر آسمان و زمين دورانهاى مختلفى گذشته است:
روزى، تمام كرات منظومه شمسى به صورت توده واحد مذابى بود.
روز ديگرى، سيارات از خورشيد جدا شدند و به دور آن به گردش در آمدند.
روزى، زمين يكپارچه آتش بود.
و روز ديگر، سرد و آماده زندگى گياهان و حيوانات شد، سپس موجودات زنده طى مراحل مختلف به وجود آمدند. «٢»
بديهى است قدرت بىانتهاى پروردگار، براى ايجاد تمام اين جهان در يك لحظه كوتاه و كمتر از آن كافى است، ولى اين نظام تدريجى بهتر مىتواند بيانگر عظمت خدا و علم و تدبير او در تمام مراحل باشد.
فى المثل، اگر «جنين» در يك لحظه، تمام دوران تكامل خود را طى مىكرد،