تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١
دست به دامان لطف «اللَّه» بزنيد كه از اين خدايان ما كارى ساخته نيست!
«عكرمه» گفت: اگر جز توحيد ما را در دريا نجات ندهد، در خشكى نيز نجات نخواهد داد، بارالها! من با تو عهد و پيمان مىبندم كه اگر مرا از اين مهلكه برهانى به سراغ «محمّد» صلى الله عليه و آله بروم و دست در دست او گذارم، چرا كه او را بخشنده و كريم مىدانم.
سرانجام او نجات يافت خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و مسلمان شد. «١»
در تواريخ اسلامى آمده است: «عكرمه» بعداً در صف مسلمانان راستين قرار گرفت و در ماجراى جنگ «يرموك» يا «اجنادين» شربت شهادت نوشيد.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «آيات ما را هيچكس جز پيمانشكنان كفران كننده، انكار نمىكنند» «وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ».
«خَتَّار» از ماده «ختر» (بر وزن چتر) به معنى پيمانشكنى است.
اين كلمه، صيغه مبالغه است؛ چرا كه مشركان و گنهكاران كراراً در گرفتاريها رو به سوى خدا مىآورند، عهد و پيمانها با خدا مىبندند و نذرها مىكنند، اما هنگامى كه طوفان حوادث فرو نشست پيمانهاى خود را پى در پى مىشكنند، و نعمتهاى الهى را به دست كفران مىسپارند.
در حقيقت «خَتّار» و «كفور» كه در ذيل اين آيه آمده، نقطه مقابل «صبّار» و «شكور» است كه در ذيل آيه قبل آمده است (كفران در مقابل شكرگزارى، و پيمانشكنى در مقابل شكيبائى و باقيمانده بر سر عهد و پيمان) چرا كه وفاى به عهد، تنها براى شكيبايان امكان پذير است، آنها هستند كه به هنگام شعلهور شدن ايمان فطرى در درون جانشان سعى مىكنند اين نور الهى ديگر به خاموشى نگرايد و حجابها و پردهها روى آن نيفتد.