دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٩ - ٦/ ٣ در سوگ امام
«كجاست آن كه ميان مردم
باب علم [پيامبر] مصطفى بود؟
كجاست آن كه در قحطسالى
براى مردم، ابر بود؟
كجاست آن كه چون به جنگ مىخواندند
پاسخ مىداد؟
كجاست آن كه دعايش
مستجاب و پذيرفته بود؟»
نيز از اشعار اوست
«چشمها را بگذار بر على
هر چه مىخواهند بگريند
بر اين گريه، گلايه بىغمان را نپذير
چرا كه قلب تو خالى از درد و غم نيست.
چه شگفت مردى هستى! آن گاه كه مهمانان سواره
در مجلس و نزد تو فرود مىآيند.
اندوه او را برطرف مىسازى
بىآن كه به سستى و خستگى بگروى».
نيز از آن حضرت است:
«خدا خوار كننده او را خوار كند
و شمشير فنا را هرگز از سر قاتلانش غلاف نكند».
٢٩٩٧. الكامل، مبرّد به نقل از ابو الأسود دُئَلى در مرثيه امام على ٧: به معاوية بن حرب برسان كه
هرگز چشم شماتتكنندگان روشن مباد!
آيا در ماه روزه، ما را
به فاجعه شهادت بهترين همه انسانها نشانديد؟
بهترين كسى را كشتيد كه بر مركبها سوار شد
و آنها را رام كرد و به راه انداخت و بهترين كسى كه بر كِشتى نشست.