دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ٤/ ٣ به خداى كعبه، رستگار شدم!
امير مؤمنان را برداشتند و به خانهاش بردند. لبابه در بالاى سر او و امّ كلثوم در پايين پاى حضرت نشستند. حضرت ديدگانش را گشود و به آن دو نگاه كرد و فرمود: «رفيق برتر، قرارگاهى بهتر و سرنوشتى نيكوتر است. ضربتى به ضربتى، يا بخشش، اگر مرگ اتّفاق افتاد». سپس بىحال و كسل شد و اندكى بعد، به هوش آمد و فرمود: «پيامبر خدا را ديدم كه سه بار مرا دستور داد كه شب نزد او بروم!».
٢٩٤٢. مقتل أمير المؤمنين به نقل از عمران بن ميثم، از پدرش: همانا على ٧ براى نماز صبح بيرون شد، براى نماز تكبير گفت، سپس از سوره انبياء يازده آيه خواند. آن گاه ابن ملجم از صف نماز، ضربتى بر فرق او زد.
٢٩٤٣. مقتل أمير المؤمنين به نقل از عمر بن عبد الرحمن بن نفيع بن جعده بن هبيره: چون ابن ملجم بر على ٧ در نماز ضربت زد، آن حضرت عقب آمد و جعدة بن هبيره را با اشاره به پشتش به جلو هُل داد و او با مردم نماز خواند[١].
٢٩٤٤. بحار الأنوار به نقل از لوط بن يحيى، از استادان حديثش، از محمّد بن حنفيّه: پدرم على ٧ فرمود: «مرا به محلّ نمازم در خانهام ببريد». او را به آن جا برديم، در حالىكه بيمار بود و مردم در پيرامون او و در غمى بزرگ، گريان و اندوهگين بودند، به حدّى كه از شدّت گريه و شيون در آستانه مرگ قرار داشتند.
٤/ ٣ به خداى كعبه، رستگار شدم!
٢٩٤٥. امام على ٧ چون ابن ملجم بر او ضربت زد: به خداى كعبه سوگند، رستگار شدم!
[١] در اينكه آيا آن حضرت را در نمازْ ضربت زد يا پيش از ورود به نماز و اينكه آيا امام ٧ كسى را به جاى خود تعيين كرد كه نماز را به پايان ببرد يا نه، اختلاف است. بيشتر بر آناند كه جعدة بن هبيره را به جاى خود نهاد و او آن نماز را با مردم خواند.