دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٥ - ١/ ١٨ بيعت ابو بكر از ديدگاه عمر
مىنمايد، با شما در ميان مىگذارم. نمىدانم؛ شايد اجلم نزديك است. هر كس آن را فرا گرفت و حفظ نمود، تا آن جا كه مَركبش مىرود، آن را نقل نمايد، و كسى كه مىترسد آن را درست فرا نگيرد، پس به [او و به] هيچ كس [ديگر،] اجازه نمىدهم كه بر من دروغ ببندد.
خداوند، محمّد ٦ را به حق بر انگيخت و كتاب را بر او نازل كرد و از جمله چيزهايى كه نازل نمود، آيه «رَجْم (سنگسار [كردن زناكار])» بود[١]. پس، آن را قرائت كرديم، فرا گرفتيم و حفظ نموديم. پيامبر خدا سنگسار كرد و ما نيز پس از او [چنين] كرديم. مىترسم زمانى دراز بر مردم بگذرد و كسى بگويد كه به خدا سوگند، ما آيه «رجم» را در كتاب خدا نمىيابيم و با ترك اين واجب الهى كه خدا آن را نازل كرده است گمراه شوند.
رجم، در كتاب خدا، حقّى است بر گردن هر زناكار مُحصِن[٢]، چه مرد باشد و چه زن، آنگاه كه شهادتى در كار باشد، يا [زنِ بدون همسر] باردار شود، و يا اعتراف كند.
نيز در آيههايى كه از قرآن قرائت مىنموديم، مىخوانديم: «از پدرانتان روى مگردانيد [و خود را به ديگران منسوب نكنيد]»[٣]، كه رو گردانيدن شما از پدرانتان كفر است. بىگمان، كفر شما اين است كه از پدرانتان روى بگردانيد.
بدانيد كه پيامبر خدا فرمود: «در ستايش من، آن گونه كه در ستايش عيسى بن مريم مبالغه شد، مكنيد؛ بلكه مرا بندهخدا و پيامبر او بخوانيد».
سپس چنين به من خبر رسيده است كه كسى از ميان شما مىگويد: به خدا سوگند، اگر عمر بميرد، با فلانى بيعت مىكنم.
كسى فريب اين را نخورد كه بگويد: بيعت با ابو بكر ناگهانى بود؛ ولى [به نيكويى] پايان يافت.[٤]
بدانيد كه آن، اين گونه (ناگهانى) بود؛ ولى خدا شرّش را نگه داشت و در ميان شما، كسى مانند ابو بكر نيست كه گردنها در برابرش فرود آيند. هر كس بدون مشورت با مسلمانان، با كسى بيعت كند، بيعتكننده و بيعتشونده پيروى نمىشوند؛ چرا كه آن دو خود را به كشتن دادهاند.
[١] روشن است كه در قرآن، چنين آيهاى وجود ندارد.
[٢] كسى كه همسرش در دسترس اوست.
[٣] روشن است كه در قرآن، آيهاى اين گونه وجود ندارد.
[٤] اين، جملهاى است كه خودِ عمر، پيشتر، در جمع مسلمانان گفته بود( ر. ك: حديث پيشين).( م)