منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٠
٣. دارنده رسالت گاهى از جانب خدا مبعوث مى شود، و بيشترين كاربرد رسول در قرآن همين معناست و آيات گذشته نمونه هايى از همين معنا مى باشد.
و گاهى از جانب پيامبر مأموريت پيدا مى كند چنان كه درباره مبعوثان از جانب حضرت مسيح كلمه «مرسلون» به كار رفته است:
(وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ).[١]
«براى آنان سرگذشت ساكنان قريه را توصيف كن آنگاه كه به سوى آنان فرستادگانى آمدند».
مفسّران به اتّفاق كلمه مى گويند مقصود تلاميذ مسيح است كه از جانب او به سوى انطاكيه يا غير آن فرستاده شدند.
و گاهى از جانب فرد عادى مأموريت پيدا مى كند كه پيامى را برساند يا كارى را انجام دهد چنان كه مى فرمايد:
(...فَلَمّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاّتِى قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّى بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ) .[٢]
«وقتى نماينده ملك براى ديدار يوسف به زندان آمد تا او را آزاد كند و نزد ملك ببرد يوسف گفت نزد صاحب خود برو و از او بپرس چه شده بود كه آن زنان (موقع خوردن ميوه) با كارد دست هاى خود را بريدند پروردگار من از حيله آنان آگاه است».
در اين جا مقصود از رسول، يك فرد قبطى است كه از جانب فرمانرواى
[١] يس/١٣.
[٢] يوسف/٥٠.