منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٧
دليل دارد.
و اگر ما مجموع اين آيات را با توجه به برخى از روايات در نظر بگيريم بايد بگوييم كه فيض نبوت با فيض آفرينش بشر از آدم وحوا همراه بوده است.
و به ديگر سخن، ملاك هايى كه براى لزوم بعثت پيامبران، از خود آيات قرآن استفاده كرديم از روز نخست در ميان بشر وجود داشته است، اين ملاكها مربوط به اصلاح عقيدتى و اجتماعى و اخلاقى بشر بوده و منازعه و كشمكش اين دو برادر و منطق آنان حاكى از آن است كه در بشر آن روز استعداد و شايستگى براى دعوت به توحيد و تثبيت و تكميل عقيده يكتاپرستى و زمينه پديد آمدن نزاع ها و اختلاف ها و اعمال غرايز (حسد و بخل) وجود داشته است، از اين جهت، لازم بود براى اصلاح و تكميل هر سه بخش پيامبرانى مبعوث گردند، و در مكالمه دو برادر هر چند درباره انحراف از اصل توحيد سخنى به ميان نيامده، ولى دو ملاك ديگر كه از عوامل بعثت پيامبران است، در گفتگوى آنان به روشنى وجود دارد و آن منازعه و كشمكش (اختلافات) و پيروى نسنجيده و نامقبول از غرايز (حسد و بخل) است.
پاسخ به يك پرسش
در اين جا سؤالى مطرح است و آن اين كه هرگاه زندگى بشر جدا از آموزگاران الهى نبوده است، پس نام و خصوصيات پيامبرانى كه در آن نقاط دور دست زندگى كرده اند و رسالت الهى را به دوش كشيده اند چيست؟
در پاسخ يادآور مى شويم كه قرآن به روشنى مى گويد كه فقط سرگذشت قسمتى از پيامبران را بازگو نموده و از بازگويى سرگذشت گروه ديگر صرفنظر