منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٦
نهفته است كه ملازم با عقل و خرد و محاسبه مصالح است و هرگز با جنون سازگار نيست از اين جهت درباره پيامبر گرامى به طور محتاطانه يكى از دو نسبت را داده و مى گفتند:
(أَفْتَرى عَلى اللّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ...) .[١]
«يا به خدا عمداً دروغ بسته و يا آنكه جنون دارد كه بى اختيار خلاف مى گويد».
٤. اتهام به اخلالگرى و فساد در زمين
آنگاه كه دعوت انبيا نظام هاى موجود را تهديد مى كرد، مخالفان، آنان را به عنوان اخلالگر و كسانى كه در فسادند، متهم مى كردند ونمونه بارز آن را در مبارزه موسى با فرعون مصر مشاهده مى كنيم. وقتى موسى در مقام احتجاج بر فرعون پيروز شد، فرعون با قيافه دموكراسى از قوم خود اجازه خواست كه موسى را بكشد (گويا او يك فرد دمكراتى بود كه در سر بريدن هزاران طفل از قوم بنى اسرائيل از قوم خود اجازه گرفته بود)آنگاه به تمسخر گفت: موسى خداى خود را به كمك فرا خواند، من مى ترسم آيين شما را تغيير دهد و در مصر او فساد كند، چنان كه مى فرمايد:
(وَقالَ فِرْعَونُ ذَرُونى أَقْتُلُ مُوسى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّى أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَفِى الأَرْضِ الفَسادَ) .[٢]
حتى سران قوم فرعون به اوگفتند:
(...أَتَذَرُ مُوسى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِى الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ...) .[٣]
[١] شعراء/١٨٦.
[٢] غافر/٢٦.
[٣] اعراف/١٢٧.