منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨١
بيان مرام خود چه در موقع عزت و قوت و چه در موقع ضعف، نشانگر صفا و صدق او است. مثلاً پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روز اول كه يك پيرو بيش نداشت خود را بنده و رسول خدا خواند، و روزى هم كه شبه جزيره را تسخير كرد، همان را تكرار كرد و گفت:«انّى عبد اللّه ورسوله».
اينها يك رشته قراينى است كه به عنوان نمونه بازگو شد، و هرگز قراين و شواهد منحصر به اينها نيست و ما در بخش نبوت پيامبر اسلام از نظر قرآن به تشريح اين قراين خواهيم پرداخت.
نخستين كسى كه ازاين روش بهره گرفت، قيصر پادشاه روم بود، وى آنگاه كه نامه اى از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) دريافت نمود، براى شناسايى پيامبر تلاش كرد كه عده اى از نزديكان او را كه براى تجارت به شام آمده بودند به دربار خود احضار كند، سپس با طرح سؤالات هفت گانه توانست به نتيجه برسد وما مشروح اين داستان را در آينده بازگو خواهيم كرد.[١]
و با يك نظر به قرآن كريم مى توان دريافت كه پيمودن اين راه سابقه اى بس طولانى داشته است زيرا وقتى نامه سليمان به دست بلقيس رسيد او به اطرافيان خود گفت من هم اكنون هديه اى را براى سليمان مى فرستم و منتظر عكس العمل او هستم چنان كه قرآن مى فرمايد:
(وَإِنِّى مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّة فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ)[٢].
«من به سوى سليمان هديه اى مى فرستم تا ببينم فرستادگانم از پيش او با چه جوابى باز مى گردند؟».
او گمان داشت كه سليمان پادشاه است و اهداف دنيوى دارد و مى توان او را از طريق تطميع خاموش نمود ولى وقتى فرستادگان نزد سليمان رفتند و
[١] تاريخ طبرى، ج٢، ص ٢٩.
[٢] نمل/٣٥.