منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٥
بودند. مثلاً آنگاه كه ابراهيم مصلحت مى بيند كه بتخانه عظيم بابل را به صورت تل بزرگى از چوب، در آورد و به بت پرستان عملاً ثابت كند كه آنها مبدأ كارى نيستند با قاطعيت تمام تصميم مى گيرد كه به اين كار جامه عمل بپوشاند، حتى تصميم خود را به برخى از آنان گوشزد كرده و مى فرمايد:
(وَتَاللّهِ لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ) [١].
«به خدا سوگند آنگاه كه از شهر بيرون رويد در مورد بت هاى شما تصميم مى گيرم».
البته معنى قاطعيت، استبداد در رأى نيست، و اين دو مطلب از دو مقوله اند. استبداد، خود رأيى و خود محورى است و مستبد نه تنها مشاوره نمى كند بلكه، مشاوره را براى خود نقص مى پندارد، در حالى كه قاطعيت با مشاوره كمال هماهنگى دارد وآن اين كه هرگاه مطلب از همان لحظات نخست روشن باشد و يا پس از مشاوره با اهل فن، جوانب امر روشن گردد در اعلان و اجراى آن ترديد به خود راه ندهد، و با قاطعيت كامل وارد كار شود و موانع احتمالى را با تكيه به قدرت الهى ناديده بگيرد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
(...وَشاوِرْهُمْ فِى الأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ...)[٢].
«با آنان به مشاوره بپرداز و هر موقع تصميم گرفتى بر خدا تكيه كن».
٣. سازش ناپذيرى در اصول
يكى از ويژگى هاى رهبران الهى اين است كه هرگز در اصول و اهداف كلى با دشمن، معامله نمى كردند و هرگز حاضر نمى شدند اصول مكتب به
[١] انبياء/٥٧.
[٢] آل عمران/١٥٩.